تبليغاتX
هفت سین زندگی

 

السلام عليك يا ابالحسن  علي بن موسي الرضا المرتضي

 

نميدونم اين چه قربتي است هروقت كه ميام حرم انگار هيچ غم و غصه اي ندارم اما همينكه از مشهد برمي‌گردم انگار نه انگار تنها 2-3 روز تو حال و هواي زيارتي كه كردم هستم . دوباره دلم واسه ضريحت پر ميكشه ،  با خودم ميگم چي ميشد يه بار ديگه آقا منو مي طلبيد ميومدم تو حرم يه دل  سير زيارت ميكردم.

آقا جون آنقدر اين راه رو اومدم كه تموم پيچ و خم هاي جاده با من آشنا هستند ولي چيكار كنم كه اگر هزار بار ديگه بيام بازم دوست دارم تو اين جاده باشم


حریمت قبله‎ی جانم/ بود حب تو ایمانم

تو را هر لحظه می خوانم/ رضا جانم، رضا جانم

منم مست ولای تو/ گدایم من گدای تو

نهادم سر به پای تو/ رضا جانم، رضا جانم


چي ميشه آقا منم مثل اون كبوترهاي حرم بيام رو گنبدت بشينم نه نه اينبار ميخوام بيام تو حرم دورت بگردم آنقدر كه از هوش برم ، منو به پنجره فولادت ببندند بگن اين ديوونه امامه بگن عشق امام اونو سرگشته كرده.

آقا جون درسته كه شما از اجدادتون و فرزندانتون دور هستيد اما اي امام عزيز تو ايران 72 مليون عاشق داري كه هرروز، هر شب نه هميشه ميگن 

السلام علیک یا غریب الغربا و الفقرا

چي ميشه آقا يه بر ديگه منو بطلبي؟

 

يا وجيهاً عند الله اشفع لنا عند الله

 

اى شه توس كه سرچشمه الطاف خدایى                     جان ما باد فدایت كه ولی‎نعمت مایى

 

ميلاد شاه خراسان امام الرئوف بر همگان مباركباد.  

حال چند واقعیت از کرامات آقا

مردی که امام رضا(علیه‎السلام) را دید

مرد كُرد كلاتى سى و پنجساله‎اى بر اثر افتادن از بالاى چوب بست از كمر فلج شده بود و با چوب زیر بغل، به زحمت راه مى‎رفت .

پس از شش ماه، به او گفتند: اگر به مشهد مقدس بروى، و از امام رضا(علیه‎السلام) شفا بخواهى، بهبود مى‎یابى .

بالاخره او را با قاطر به مشهد مى‎برند و به صحن كه مى‎رسند او را رها مى‎كنند. او با چوب زیر بغل تا نزدیك سقاخانه اسماعیل طلا مى‎رود؛ در آنجا دربانى را مى‎بیند. (حسین با خود چنین خیال مى‎كند كه حضرت رضا علیه‎السلام در یكى از این اطاقها باید باشد كه مى‎تواند نزد ایشان برود).

با همان لهجه كُردى به دربان مى‎گوید: حضرت رضا(علیه‎السلام) كجاست؟ ما از كلات آمده‎ایم تا او را ببینیم. آقا را كجا باید ببینیم؟ ما با او كار داریم .

دربان با حالت تمسخر به یكى از مناره‎ها اشاره كرده، گفت: آقا آنجاست. مرد كُرد گفت: ما چطور آن بالا برویم؟ دربان از روى تمسخر درِ پله‎هاى مناره را نشان داده، گفت باید از این پله‎ها بالا بروى .

مرد كُرد به طرف در مناره رفت و با زحمت از پله اول و دوم بالا رفت؛ همین كه خواست، با همان سعى و تلاش از پله سوم بالا رود، از بالا صدایی شنید؛ كه مى‎گفت: حسین! بالا نیا. براى تو زحمت دارد. ما پائین آمدیم .

آقا پائین آمدند؛ حسین از دیدن آقا خوشحال شد و سلام كرد. آن حضرت پس از جواب سلام، فرمود: حسین ! چه شده ؟

گفت: شش ماه است كه از كار افتاده‎ام حالا آمده‎ام تا مرا خوب كنى .

آقا دستى به كمرش مالید؛ در حالی که چوب‎ها از زیر بغلش افتاده و آسوده روى پاهاى خود ایستاد و كمرش راست شد، دیگر احساس درد كمر نكرد.

آن حضرت چوب‎ها را از روى زمین برداشت و به او داد (چون که مهمان اوست، زحمت نكشد.)

بعد به او فرمود: برو؛ هر چه دیدى براى آن دربان، نقل كن. حسین نزد دربان رفت. دربان همین كه دید او بدون چوب و در حال عادى راه مى‎رود و چوب‎هاى زیر بغلش را در دست گرفته است؛ تعجب كرد و او را در بغل گرفت .

اما حسین به خاطر راهنمایى كه او را به پیش امام رضا(علیه‎السلام) فرستاده بود اظهار تشكر كرد و گفت: خدا پدرت را بیامرزد! كه مرا خدمت امام فرستادى .

اما دربان بر سر زبان با خود گفت: خاك بر سرم ! من او را مسخره كردم و او شفاى خود را گرفت.

وقتی که حرم خالی شد!

عید فطر سال گذشته این سعادت نصیب ما شد كه به پابوس آقا برویم. مانند همیشه حرم خیلی شلوغ بود. من خیلی دلم می‌خواست برای یك لحظه هم كه شده (برای تبرك) دستم به ضریح آقا برسد. ولی نمی‌شد. هر ساعت هم كه برنامه‌ریزی می‌كردیم و به حرم می‎رفتیم، فایده‌ای نداشت. یك روز قبل از این كه برگردیم، خیلی ناراحت بودم كه چرا نتوانستم از نزدیك ضریح آقا را زیارت كنم. برای نماز مغرب خودمان را به حرم رساندیم. برای نماز درها را می‌بستند و تقریباً آخرین نفری بودم كه وارد شد. طبق معمول خیلی شلوغ بود. با نارحتی و ناامیدی فهمیدم كه باید از خیر خواسته و آرزویم بگذرم.

جایی به نماز ایستادم. ناگهان سر و صدایی شنیدم. خادمان حرم بودند كه از زائران می‌خواستند هرچه سریعتر زیارت كنند و بیرون بروند. من و چند نفر دیگر كه مشغول نماز بودیم داخل ماندیم. وقتی نمازم تمام شد. با كمال تعجب دیدم كه اطراف ضریح چقدر خلوت شده. نفهمیدم كه چه اتفاقی افتاده است از یكی از خادمان دلیلش را پرسیدم فقط گفت خوشا به سعادتتان! این سعادت نصیب هر كسی نمی‎شود.(بعداً فهمیدم كه می‌خواستند آنجا را نظافت كنند) در پوست خودم نمی‌گنجیدم زیارتنامه‌ای خواندم و با خیال راحت ضریح اقا را طواف نمودم. البته حاجتی هم داشتم كه در همان سفر حاجتم را گرفتم.

+ نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه 1388/08/07 و ساعت 7:12 بعد از ظهر |

اول آبان هر سال روز ملي آمار و برنامه ريزي است. جايگاه ويژه آمار در تمام علوم بر کسي پوشيده نيست. اين علم جايگاه ارزشمندي در تمام رشته هاي علوم و به ويژه علوم انساني که توانسته با روش هاي متقن تمام حرکات جمعيتي و انساني را به اعداد و رقم تبديل کند، به خود اختصاص داده است.شاید در نگاه اول این عنوان هم مثل همه چیزهای دیگر که در تقویم وجود دارد یک عنوان بی اهمیت به نظر بیاید. شاید هم باشد ولی بهتر است بینیم آمار چیست و چه نقشی در برنامه ریزی دارد.در این صورت است که شاید تصدیق کنیم که نام گذاری یک روز به نام آمار چندان بی اهمیتی نیست!
آمار از جمله علومي است که براساس آن مي توان تمام مشخصات و ويژگي هاي کمي و کيفي افراد را تبديل به ارقام کرد و به همين سبب درک مسائل انساني را که يکي از پيچيده ترين مسائل جامعه بشري است، توانسته به اتکاي محاسبه هاي آماري، تا حد قابل توجهي قابل درک کند.
بسياري از کارشناسان آماري معتقدند، کنکاش مسائل جامعه در قالب آمار، شايد يکي از جذاب ترين موضوع هايي است که کاربرد اين علم را براي تمام کاربران دلنشين کرده است.
کاربرد علم آمار در کشورهاي توسعه يافته بسيار وسيع و گسترده است. واحدهاي اقتصادي در اين کشورها از اين علم براي جمع آوري نظرات مصرف کنندگان ياري مي گيرند و با استفاده از نظرات کاربران کالا، در جهت بهبود شرايط توليد کالا تلاش مي کنند.
علم آمار نه تنها در علوم زيستي بلکه در جوامع انساني و حتي در سياست جايگاه ويژه اي دارد.
پيشرفت علم آمار در علوم اجتماعي به گونه اي است که حتي مي توان تاثير برخي از مسائل دشوار انساني را در بروز پديده هايي نظير فقر، فحشا و بزهکاري محاسبه کرد.
علم آمار مي تواند، ويژگي هاي جامعه را در يک يا چند عدد خلاصه کند. اين علم توانايي دارد موضوع هايي را که به نظر با يکديگر ارتباطي ندارند به يکديگر مرتبط ساخت و به مقايسه جوامع با يکديگر پرداخت.


يکي از مهمترين موضوع هايي که در علم آمار کاربرد وسيعي دارد استفاده از منحني نرمال است. منحني نرمال گوياي فضاي مناسب براي مشاهدات آماري است. کاربرد اين منحني در آمار آنچنان وسيع است که تمام شاخص هاي جوامع انساني را با پارامترهاي گوناگون مي توان در آن لحاظ کرد.


علم آمار، به اعداد و ارقام بي جان و نامفهوم به دست آمده از جامعه، معنا مي بخشد زيرا تنها ابزار اطلاعاتي است که از تحقيقات به دست مي آيد، همچنين مي توان براساس اطلاعات حاصله، به برنامه ريزي دقيق پرداخت.


آمار را نبايد فقط ارايه اعدادي دانست که با انسان بيگانه هستند. آمار به عنوان علمي کاربردي جايگاه خود را در تمام علوم حفظ کرده و مي تواند پيچيده ترين مسائل جامعه بشري را در قالب اعداد ترسيم کند و با انسان سخن گويد.

زنده ياد"عباسقلي خواجه نوري" پدر علم آمار ايران، معتقد است: "داده ها به مثابه ي دانه هاي روغني هستند که آمار وظيفه استخراج روغن اين دانه ها را برعهده دارد."
شکي نيست کاربرد علم آمار در کشورهايي که در صدد توسعه يافتگي هستند، بيش از پيش افزايش مي يابد. برنامه ريزان در اين کشورها به اهميت اين علم در تمام ارکان جامعه پي برده اند و مي دانند هرگونه برنامه ريزي بدون در نظر گرفتن داده هاي آماري ناممکن است.

آمار علم زیبایی است!! بررسی مسائل ملموس جامعه تحت یک مسئله ریاضی واقعا جذاب و لذت بخش است !! وای که چقدر زیباست که مسائلی که بررسی می کنی از آزمایش نوعی پفک یا حشره کش تا بررسی اقمار نجومی و دورترین کهکشانها باشد.آمار نوعی کنجکاوی (بخوانید فضولی!!) در آماردان ایجاد می کند که دوست دارد تمام نایافته های دنیا را بیابد!!  واقعا زیباست که بیش از هزاران هزار عدد که هیچ مفهومی ندارد وقتی در کنار هم قرار می گیرند ناگهان تبدیل به یک عدد معنادار می شوند که آن عدد گویای همه چیز است !!  من به شخصه در بین تمام دروسی که دارم به آمار علاقه بیشتری دارم!! بهتر بگم تنها درسی است که با رغبت به سراغش می روم !!

دانستن اینکه تمام دنیا از یک منحنی نرمال پیروی می کند واقعا زیباست!! اینکه هرچیزی که شما فکر کنید در یک زنگوله جای می گیرد نشان از نظمی دارد که در خلقت نهفته است و کار آمارشناس این است که اسراری که در خلقت به صورت کدهای مخفی پنهان شده ، کشف کند!!! نوعی خداشناسی علمی !

آمار چیست و به چه کار می آید!؟ شاید در نگاه اول آمار یاد آورهمان کنجاوی نابجا که در بین  عموم مردم به گرفتن آمار کسی یا چیزی معروف شده است، باشد. ولی آمار فضولی نیست یا حداقل تماما فضولی نیست !! اهمیت آمار در این است که تمام مشخصات کیفی فرد را تبدیل به ارقام می کند به عبارتی نوعی کدگذاری برای جامعه انجام می دهد.

در آخر شایدمعرفی چند سایت  که با آمار مرتبط است خالی از لطف نباشد:

مرکز آمار ایران   (مرجع اصلی آمار کشور و متصدی امر سرشماری)

پژوهشکده آمار  (بخش جنبی مرکز آمار ایران)

انجن آمار ایران (محفلی برای اجتماع  آماردانهای کشور)

American Statistical Association

و بالغ بر ۷۰۰ میلیون سایت که می توانید از آنها استفاده کنید!

*****************

منحنی نرمال ( زنگلوله ای که اکثر ویژگیهای طبیعی دنیا را در بر می گیرد)

ساختمان مرکز آمار ایران :

 و در پایان خط مشی كيفيت مركز آمار ايران از زبان دکتر محمد مدد معاون رئیس جمهور و رئیس مرکز آمار ایران به مناسبت روز ملی آمار و برنامه ریزی

بسمه تعالي

خط مشی كيفيت مركز آمار ايران

مركز آمار ايران به عنوان متولي آمار كشور، وظيفه تهيه، توليد و ارايه آمارهاي رسمي و هدايت و نظارت فعاليت‌هاي آماري را از راههاي زير برعهده دارد.

الف - فراهم كردن آمار و اطلاعات و خدمات اطلاع‌رساني به موقع، با كيفيت و با استفاده از تكنولوژي‌هاي كارا  و مؤثر،

ب - برنامه‌ريزي، نظارت و هدايت و استانداردسازي فعاليت‌هاي آماري در كشور،

ج - ساماندهي پايگاه اطلاعات آماري كشور به منظور اطلاع‌رساني آماري در سطح كشور،

ما براي انجام بهتر اين مهم و افزايش كيفيت توليدات و خدمات مركز آمار ايران بر خود ضروري مي‌دانيم همه فعاليت‌ها و اقدامات را نظارت مستمر داشته و براساس استانداردISO 9001:2000  مورد بازنگري قرار داده و با آن سازگار نماييم.

در اين مركز كيفيت، مسئوليت يكايك كاركنان بوده و همه بايد با بهره�گيري و توسعه قابليت‌هاي خود و از طريق آموزش‌هاي لازم، در اين راستا گام بردارند.

مركز آمار ايران، براي تأمين اطلاعات مورد نياز كشور و رفع سريع نيازهاي آماري، با استفاده از آخرين فناوري و ابزارهاي پيشرفته روز و با بكارگرفتن جديدترين شيوه‌هاي موجود در جهان ،  اهداف كلان زير را سرلوحه فعاليت‌ها خود قرار مي‌دهد: 

  1.  ارتقاي كيفي آمارهاي رسمي توليد شده در نظام آماري كشور
  2.  افزايش بهره‌وري نظام توليد آمار و كاهش هزينه و زمان توليد
  3. جلب رضايت كاربران و مصرف‌كنندگان آمار
  4. ارتقاء فرهنگ استفاده از آمار در جامعه
  5. ساماندهي پايگاه اطلاعات آماري كشور 
  6.  افزايش مشاركت بخش خصوصي در فعاليت‌هاي آماري

ما تلاش خواهيم كرد هر روز كار خود را، به روش مديريت بر مبناي هدف، با كيفيت بهتري نسبت به روز قبل انجام داده و با بهره‌گيري از نظرات كاربران، به طور مستمر فعاليت‌هاي خود را در راستاي جلب رضايت آن‌ها، بهبود بخشيم.

بهره‌گيري از الگو‌هاي پيشرفته مديريت كيفيت فراگير در جهت رسيدن به تعالي سازماني در بلندمدت، به عنوان راهبرد اساسي مدنظر اينجانب است و انتظار مي‌رود مديران و كاركنان مركز آمار ايران در دستيابي به آن همكاري و همدلي نمايند.

و من ا... التوفيق

محمد مـدد

رئـيس مـركـز آمـار ايـران

يکم آبان ماه، روز ملي آمار و برنامه ريزي بر تمام کاربران اين علم زیبا مبارک باد.

+ نوشته شده توسط امیر در یکشنبه 1388/08/03 و ساعت 11:14 قبل از ظهر |
بسمه تعالی

دبیرخانه دهمین کنفرتنس آمار ایران دومین اطلاعیه خود را اعلام کرد که خلاصه آن به شرح زیر است.
۱. ارائه مقالات

علاقه مندان برای شرکت در کنفرانس لازم است مقاله ی کامل را  به یکی از زبانهای فارسی یا انگلیسی حداکثر در ۸ صفحه A4 با یکی از نرم افزارهای  FarsiTex برای مقالات فارسی یا   LaTex برای مقالات انگلیسی براساس  Style File  کنفرانس تهیه و به همراه نسخه  pdf  حداکثر تا تاریخ ۳۰/۹/۸۸ به دبیرخانه کنفرانس ارسال نمایند.

2. تاریخ های مهم

آخرین فرصت ارسال مقاله ۳./۹/۸۸

پاسخ پذیرش و نحوه ارائه یا رد مقاله از ۲۰/۱۲/۸۸

پایان ثبت نام نهایی ۲۰/۱/۸۹

پایان ثبت نام با تاخیر ۲۰/۲/۸۹

برگزاری کنفرانس ۱۲/۵/۸۹ لغایت ۱۴/۵/۸۹

۳. هزینه ثبت نام

متقاضی عضویت در انجمن آمار ثبت نام تا ۲۰/۱/۸۹ ثبت نام با تاخیر تا ۲۰/۲/۸۹
دانشجو

عضو

غیر عضو

۱۷۰.۰۰۰ ریال

۲۵۰.۰۰۰ ریال

۲۲۰.۰۰۰ ریال

۳۰۰.۰۰۰ ریال

سایرین

عضو

غیرعضو

۴۲۰.۰۰۰ ریال

۵۵۰.۰۰۰ ریال

۵۰۰.۰۰۰ ریال

۶۵۰.۰۰۰ ریال


جهت دریافت فایل فراخوان روی لینک زیر کلیک کنید.

دومین فراخوان دهمین کنفرانس آمار ایران

+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه 1388/07/29 و ساعت 11:37 قبل از ظهر |
بسمه تعالی

قابل توجه دانشجویان و دوستان آماری دومین فراخوان همایش آمار دانشگاه پیام نور در سال ۸۸ جهت اطلاع شما عزیزان یه شرح زیر اعلام می گردد.

دومین فراخوان همایش آمار

+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه 1388/07/29 و ساعت 10:51 قبل از ظهر |

 

  السلام علیک یا صادق آل محمد(ع)

اى مهر تو بهترین علایق                                                                    جان‎ها به زیارت تو شایق

ما را نبود به جز خیالت                                                                       یارى خوش و همدمى موافق

بیمارى روح را دوا نیست                                                                     جز مهر تو اى طبیب حاذق

اى نور جمال كبریائى                                                                          اى نور تو زینت مشارق

روزی كه دمید نور خلقت                                                                      رخسار تو بود صبح صادق

از جلوه تو تبارك الله                                                                            فرمود به خلقت تو خالق

حسن تو خود از جمال زهراست                                                             اى زاده بهترین خلایق

بر تخت كمال و تاج عصمت                                                                    آخر كه بود به جز تو لایق

تفسیر كمال ایزدى بود                                                                         گفتار تو اى امام صادق

باشد سخن تو جاودانى                                                                     بوده است چو با عمل مطابق

افسوس شدى شهید، آخر                                                                  از حیله ناکسی منافق  

از داغ تو شد جهان عزادار                                                                 زیرا به تو عالمى است عاشق

ماتم زده‎ایم و غم چو دریاست                                                           دل‎ها همه چون شكسته قایق

 امام صادق(ع) و شاگردانشان مناظرات علمی جالبی با علمای  اهل تسنن زمان خود  داشتند، در زیر چند نمونه آورده شده است:

امام صادق(علیه‎السلام) و امام ابوحنیفه

یكى از فقهایى كه از محضر امام صادق(علیه‎السلام) بهره وافرى برده و مذاكرات علمى او با امام صادق (علیه‎السلام) مشهور مى‎باشد، امام ابوحنیفه نعمان بن ثابت است كه وقتى از او پرسیده شد: فقیه‎ترین كسى كه دیده‎ای، کیست؟ در جواب فرمود: هیچ كس را فقیه‎تر از جعفر بن محمد ندیده‎ام. وقتى منصور خلیفه عباسى جعفر بن محمد را احضار كرده بود به من گفت كه مردم بشدت شیفته جعفربن محمد شده‎اند، پس براى محكوم ساختن وی، مشكلترین مسائلى را كه به نظرت مى‎رسد آماده كن، من چهل مسئله مشكل علمى را آماده نمودم و به حضور منصور رفتم و دیدم كه جعفر بن محمد سمت راست او نشسته است، با مشاهده او آنچنان تحت تأثیر ابهت و عظمت او قرار گرفتم كه چنین حالتى از دیدن منصور به من دست نداد.

سلام كردم و نشستم، منصور رو به جعفر بن محمد كرد و گفت: آیا او را مى‎شناسى؟ فرمود: آرى، سپس به من گفت: مسائل خود را مطرح كن تا از ابى عبدالله بپرسیم. پس شروع كردم به طرح مسائل و امام صادق(علیه‎السلام) در هر مورد مى‎فرمود: شما در این مسئله چنین مى‎گویید و اهل مدینه نظرشان چنان است و نظر ما هم این است، كه در برخى موارد با ما موافق بود و در برخى موارد با اهل مدینه، و در برخى مسائل نظرش با همه متفاوت بود، تا این كه هر چهل مسئله را بى كم و كاست مطرح نمودم. سپس امام ابوحنیفه فرمود: مگر نه این است كه داناترین مردم آن كسى است كه به اختلاف علما در فتاوا و مسائل فقهى آگاهتر باشد؟ 

این حكایت تاریخى اولاً بیانگر مقام و منزلت والاى علمى امام صادق(علیه‎السلام) است و ثانیاً تأثیر و نفوذ عمیق ایشان را در توده مردم و خوف و هراس حكام آن زمان را از این تأثیر و نفوذ به خوبى نشان مى‎دهد كه خود دلیل دیگرى بر شأن و منزلت وى مى‎باشد. امام صادق(علیه‎السلام) گاهى امام ابوحنیفه را در علم و فقه امتحان مى‎كرد و سؤالاتى را براى او مطرح مى‎كرد. چنانچه یكبار از او درباره حكم كسى كه در حالت احرام دندان رباعى آهویى را بشكند سؤال فرمود كه امام ابوحنیفه فرمود: جواب آن را نمى‎دانم. و امام صادق(علیه‎السلام) خطاب به او فرمود: مگر نمى‎دانى كه آهو دندان رباعى ندارد؟ 

امام مالک می‎گوید: مدتى نزد جعفر بن محمد رفت و آمد مى‎كردم و هربار كه به نزد او مى‎رفتم او را بر یكى از این سه حالت مشاهده مى‎كردم: یا در حال نماز بود یا در حال تلاوت قرآن و یا روزه‎دار، و ندیدم كه بدون وضوء حدیثى را روایت كند. 

این حكایت و امثال آن دلیل دیگرى است بر تسلط و برترى علمى امام جعفر صادق(علیه‎السلام) و تأثیر و نفوذ و ارتباط نزدیكى كه ایشان نسبت به علما و فقهاى زمان خود داشته است تا آنجائی كه امام ابوحنیفه به فضل و منت امام صادق(علیه‎السلام) بر خود اعتراف نموده و در آن عبارت مشهور مى‎فرماید: «لَولاَ السَّنتان لَهلَكَ النُّعمَان»؛ اگر آن دو سال نبود نعمان هلاك مى‎شد.(كه این دو سال ظاهرا مربوط به آن زمانیست كه امام ابوحنیفه از عراق هجرت نمود و مدتى را در سرزمین حجاز در ملازمت امام صادق(علیه‎السلام) بسر برده است.) 


قضیه‎اى كه متأسفانه بین بسیارى از علما و اندیشمندان مذاهب اسلامى در این برهه حساس مشاهده مى‎شود كه باید بگوییم از یك طرف وحدت امت اسلامى را مورد هدف قرار داده و از طرف دیگر دستاویزى شده است براى دشمنان اسلام كه اختلافات فقهى را در نظر جوانان نشانه تناقض در دین معرفى نموده، آنها را نسبت به دین و مذهب و رجال دین بدبین نمایند.

از جمله مسائلى كه به وحدت و تقریب بین مذاهب كمك بسزایى مى‎كند، آگاهى یافتن از اختلاف آراء علما و فقها مى‎باشد، تا بدینوسیله تعدد مذاهب و اختلاف آراء و گرایش فكرى و دلایل مورد استناد هر كدام شناسایى شده، دانسته شود كه هر كدام از آنها از دریاى بیكران شریعت، جرعه‎اى برگرفته‎اند. این است كه چنانچه از امام ابوحنیفه نقل گردید: فقیه‎ترین و داناترین مردم آن كسى است كه نسبت به اختلاف آراء علما داناتر باشد.


 

امام صادق(علیه‎السلام) و امام مالك بن انس

یكى از فقهاى برجسته اسلامى كه از محضر امام صادق(علیه‎السلام) بهره‎مند گشته است، امام مالك مى‎باشد كه پیوسته در مجلس امام صادق(علیه‎السلام) حاضر مى‎شده و با ایشان ارتباط مستحكمى داشته است تا آنجائی كه در اینباره مى‎فرماید: مدتى نزد جعفر بن محمد رفت و آمد مى‎كردم و هربار كه به نزد او مى‎رفتم او را بر یكى از این سه حالت مشاهده مى‎كردم: یا در حال نماز بود یا در حال تلاوت قرآن و یا روزه‎دار، و ندیدم كه بدون وضوء حدیثى را روایت كند. 

ناگفته نماند كه در زمان بنى امیه به خاطر عداوت و جو اختناقى كه در رابطه با اهل بیت حاكم بود، امام مالك از امام صادق(علیه‎السلام) حدیثى را روایت نمى‎كرد تا این كه بعد از به قدرت رسیدن خلفاى عباسى آغاز به روایت حدیث از ایشان نمود.

يه مدينه يه بقيعه، يه امامي كه حرم نداره                                                                                   

                                                             سينه زنها كسي نيست، تا روي قبرش يه دونه شمع بذاره

                     اَمون اي دل، اََمون اي دل، اَمون اي دل، اَمون ازغريبي                                               

دل بي تاب ديگه شد آب، كه تو آفتاب نه سايه بوني داره                                                                

                                                               نه يه خادم، نه يه زائر، نه كنارش يه روزه خوني داره       

                  اَمون اي دل، اََمون اي دل، اَمون اي دل، اَمون ازغريبي                                                  

+ نوشته شده توسط امیر در سه شنبه 1388/07/21 و ساعت 2:14 بعد از ظهر |

تاریخ:۳۰/۸/۸۱

مکان:خیابان فرصت شیرازی، روبروی ساختمان انجمن آمار ایران

سکانس اول: یکی از بزرگان علم آمار در حال عبور از عرض خیابان برای ورود به ساختمان انجمن آمار است. قرار بود  آنروز جلسه ای در این ساختمان برگزار شود.

در آن سمت خیابان موتور سواری بدون گواهینامه با سرنشین اضافی ورود ممنوع آمده و با سرعت زیاد در حال حرکت است.

ناگهان... تصادفی شدید و پرت شدن مردی بزرگ چند متر آنطرف تر


خانم عميدي: ساعت 3 بعداز ظهر بود كه تلفني به ما خبر دادند. اورژانس، ايشان را ابتدا به بيمارستان [...] برده بود؛ اما چون امكانات لازم را نداشت، ايشان را به بيمارستان [...] منتقل كردند. در آن بيمارستان نيز كه اتلاف وقت و گسترش عوارض خونريزي مغزي باعث اين ضايعة جبران نشدني شد. بعد از آن، بهترين متخصصها بالاي سر ايشان بودند؛ اما ديگر كار از كار گذشته بود. دكتر در آن روز در انجمن آمار كه آن زمان در خيابان فرصت شيرازي بود، جلسه داشت. چون هميشه مقيد بود كه با تأخير در جلسات حاضر نشود، حتي چاي عصرش را هم نخورد و گفت وقتي برگشتم ميخوريم. آن موتورسوار نيز كه گويا ورود ممنوع مي آمده و گواهينامه نيز نداشته، با سرعت زياد و سرنشين اضافي بر ترك موتور با ايشان تصادف ميكند. مردم ميگفتند ضربه به قدري سخت بوده كه چند متر آنطرفتر پرتاب شده بودند. مردم خودشان به دنبال موتور سوار رفته و نگذاشته بودند فرار كند. در حال حاضر نيز چه بسا در زندان به سر نميبرد؛ براي ماچيزي عوض نميشود؛ اما ما به دليل صيانت اجتماع در مقابل اينگونه بي توجهي ها و قانون شكني ها هنوز رضايت نداده ايم...


سکانس دوم: بیمارستان...، مسئولان اورژانس بیمارستان اعلام می کنند امکانات لازم برای رسیدگی به مریض را ندارند و آمبولانس ناچار به بیمارستانی دیگر میرود. در گوشه حیاط بیمارستان ... مردی روی برانکارد افتاده ولی به دلیل کارهای واجب تر مسئولین اورژانس بیمارستان رسیدگی به بیماری که خونریزی مغزی کرده بیش از یک به تاخیر می افتد! و اما قصه همیشگی نوش دارو بعد از مرگ سهراب! مرد قصه ما به علت خونریزی شدید به کما می رود و بهترین متخصصان کشور بالای سر ایشان جمع شده اند و ناله چه کنم چه کنم سرگرفته اند!

اکنون نزدیک به ۷  سال از این ماجرا می گذرد و دکتر علی عمیدی یکی از بزرگان علم آمار به علت کمای ناشی از تصادف و خونریزی شدید روی تخت بیمارستان افتاده.

چندی پیش دوستان ما در انجمن آمار ایران مصاحبه ای را با خانواده دکتر علی عمیدی انجام دادند. به دلیل نزدیکی به آن حادثه غم بار و برای ارج نهادن خدمات ایشان به علم آمار این مصاحبه در ادامه مطلب برای دوستان خواننده آورده شده است.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه 1388/07/20 و ساعت 10:7 قبل از ظهر |

دختر ورزشکار با حجاب در آمریکا:

                                           ستاره شدنم بخاطر دین و حجابم است

دختر 

دختر مسلمان آمریكایی عضو تیم بسكتبال ایالت ماساچوست كه یكی از بهترین بازیكنان بسكتبال تاریخ آمریكا شده،‌ دین و حجاب خود را عامل اصلی ستاره شدنش دانست.

"بلقیس عبدالقادر" كه اخیرا ركورد بیشترین امتیاز در یك مسابقه را شكست، طی اظهاراتی می گوید: دین برای من در مقام اول اهمیت دارد و از همه چیز برایم مهم تر است.

حجاب مانع ورزش كردن من نیست و هیچ مشكلی را برایم به وجود نمی آورد زیرا به گفته های مردم در مورد حجابم توجه زیادی نمی كنم.

من روزه هم می گیرم. روزه هم برایم مشكل ساز نیست. گرسنگی و تشنگی برایم مهم نیست و مشكلی در ورزش كردنم ایجاد نمی كند.

برایم مهم خداوند متعال است. رضایت خدا در مقام اول قرار دارد. دین من عامل اصلی عزت و سربلندی من است.

"بلقیس عبدالقادر" كه در حال حاضر یك دانش آموز دبیرستانی است،‌ در ادامه اظهارات خود می گوید: من به دینم افتخار می كنم و همواره بر بیشتر آموختن تعالیم دین مبین اسلام اصرار می ورزم. با وجود اینكه در كشوری مسیحی هستم، اما بسیاری از اطرافیانم به دین من احترام می گذارند. من از تمام آنان سپاسگذارم.

دختر

وی همچنین افزود: در این ماه رمضان،‌ هر روز وقت تمرین كه وقت اذان مغرب میشد، مربی تیم كه احترام زیادی برای من قائل است، دقایقی به من اجازه می داد تا برای افطار كردن، تمرین را رها كنم. این كار كمك زیادی به من می كرد. حتی وقتی وقت نماز می شود، تمرین متوقف شده و به من اجازه داده می شود كه نماز بخوانم.

این دختر جوان مسلمان در ادامه می گوید: امیدوارم كه حجاب من برای دیگر الگو باشد. آرزو می كنم كه دیگر دختران مسلمان هم با حجاب خود با قدرت وارد عرصه های مختلف شوند تا ستاره شوند و به همگان نشان دهند كه حجاب هیچ گونه مانعی برای زنان مسلمان نیست.

منبع:تبیان۷/۷/۸۸

+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه 1388/07/13 و ساعت 3:56 بعد از ظهر |

 خصوصیات دانشجوهای کشورهای مختلف

 

ژاپن: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد

 

مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند

 

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه واکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!

 

عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند

 

چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!

 

اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی قصاب به دنیا می آید!

 

گینه بی صاحاب!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!

 

کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!

 

پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!

 

اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!

 

انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!

 

ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند، ودر یک کلام عشق و حال می کند! همه کار می کند جز اینکه درس بخواند نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است! از من می شنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و کم دردسرتر هست)خود دانید.

آمریکا: منتظره تا تقی به توقی بخوره بندازه گردن ایران 

+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه 1388/07/13 و ساعت 3:51 بعد از ظهر |

۱۵شوال: شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا(ع)، رحلت حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) 

این مطلبی است که در برگه ۱۲/۷/۸۸ در تقویم نوشته شده است. بهمین دلیل و به دلیل ارادت خاصی که به شاه ری دارم برآن شدم تا مطالبی را درباره این بزرگوار گردآوری کنم.

عبدالعظیم علیه السّلام فرزند عبدالله بن علی، از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام است و نسبش با چهار واسطه به آن حضرت می‌رسد . پدرش عبدالله نام داشت و مادرش فاطمه دختر عقبه بن قیس .

ولادت با سعادت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام در سال 173 هجری قمری در شهر مقدّس مدینه واقع شده است و مدّت 79 سال عمر با بركت او با دوران امامت چهار امام معصوم یعنی امام موسی كاظم علیه السّلام، امام رضا علیه السّلام، امام محمّدتقی علیه السّلام و امام علیّ النّقی علیه السّلام مقارن بوده، محضر مبارك امام رضا علیه السّلام، امام محمّد تقی علیه السّلام  و امام هادی  علیه السّلام را درك كرده و احادیث فراوانی از آنان روایت كرده است .

این فرزند حضرت پیامبر صلّی الله علیه و آله وسلّم، از آنجا كه از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام است به حسنی شهرت یافته است .

حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السّلام از دانشمندان شیعه و از راویان حدیث ائمه معصومین علیهم السّلام و از چهره‌های بارز و محبوب و مورد اعتماد، نزد اهل بیت عصمت علیهم السّلام و پیروان آنان بود و در مسایل دین آگاه و به معارف مذهبی و احكام قرآن، شناخت و معرفتی وافر داشت .

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام به صورت یك مسافر ناشناس، وارد ری شد و در محلّه ساربانان در كوی سكّه الموالی به منزل یكی از شیعیان رفت،

ستایشهایی كه ائمه معصومین علیهم السّلام از وی به عمل آورده اند، نشان دهنده شخصیّت علمی و مورد اعتماد اوست؛ حضرت امام هادی علیه السّلام گاهی اشخاصی را سؤال و مشكلی داشتند، راهنمایی می‌فرمودند كه از حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السّلام  بپرسند و او را از دوستان حقیقی خویش می‌شمردند و معرّفی می‌فرمودند .

در آثار علمای شیعه نیز، تعریفها و ستایشهای عظیمی درباره او به چشم می‌خورد، آنان از او به عنوان عابد، زاهد، پرهیزكار، ثقه، دارای اعتقاد نیك و صفای باطن و به عنوان محدّثی عالیمقام و بزرگ یاد كرده اند؛ در روایات متعدّدی نیز برای زیارت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام، ثوابی همچون ثواب زیارت حضرت سیّد الشهدا، امام حسین علیه السّلام بیان شده است.

زمینه‌های مهاجرت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام  از مدینه به ری و سكونت در غربت را باید در اوضاع سیاسی و اجتماعی آن عصر جستجو كرد؛ خلفای عبّاسی نسبت به خاندان حضرت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و شیعیان ائمه علیه السّلام  بسیار سختگیری می‌كردند، یكی از بدرفتارترین این خلفأ متوكّل بود كه خصومت شدیدی با اهل بیت علیهم السّلام داشت، و تنها در دورت او چندین بار مزار حضرت امام حسین علیه السّلام  را در كربلا تخریب و با خاك یكسان ساختند و از زیارت آن بزرگوار جلوگیری به عمل آوردند.

سادات و علویّون در زمان او در بدترین وضع به سر می‌بردند .حضرت عبدالعظیم علیه السّلام  نیز از كینه و دشمنی خلفا در امان نبود و بارها تصمیم به قتل آن حضرت گرفتند و گزارشهای دروغ سخن چینان را بهانه این سختگیری‌ها قرار می‌دادند، درچینن دوران دشوار و سختی بود كه حضرت عبدالعظیم علیه السّلام به خدمت حضرت امام هادی علیه السّلام  رسید و عقاید دینی خود را بر آن حضرت عرضه كرد، حضرت امام هادی علیه السّلام  او را تأیید فرموده و فرمودند: تو از دوستان ما هستی .

دیدار حضرت عبدالعظیم علیه السّلام در سامرا با حضرت امام هادی علیه السّلام  به خلیفه گزارش داده شد و دستور تعقیب و دستگیری وی صادر گشت، او نیز برای مصون ماندن از خطر، خود را از چشم مأموران پنهان می‌كرد و در شهرهای مختلف به صورت ناشناس رفت و آمد می‌كرد و شهر به شهر می‌گشت تا به ری رسید و آنجا را برای سكونت انتخاب كرد. علّت این انتخاب به شرایط دینی و اجتماعی ری در آن دوره بر می‌گردد كه وقتی اسلام به شهرهای مختلف كشور ما وارد گشت و مسلمانان در شهرهای مختلف ایران به اسلام گرویدند، از همان سالها ری یكی از مراكز مهمّ سكونت مسلمانان شد و اعتبار و موقعیّت خاصّی پیدا كرد . زیرا سرزمینی حاصلخیز و پرنعمت بود، عمرسعد هم به طمع ریاست یافتن بر ری در حادثه جانسوز كربلا، حضرت حسین بن علی علیه السّلام را به شهادت رساند. در ری هم اهل سنّت و هم از پیروان اهل بیت علیهم السّلام زندگی می‌كردند و قسمت جنوبی و جنوب غربی شهر ری بیشتر محلّ سكونت شیعیان بود.

عبدالعظیم علیه السّلام فرزند عبدالله بن علی، از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام است و نسبش با چهار واسطه به آن حضرت می‌رسد

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام به صورت یك مسافر ناشناس، وارد ری شد و در محلّه ساربانان در كوی سكّه الموالی به منزل یكی از شیعیان رفت، مدّتی به همین صورت گذشت. او در زیرزمین آن خانه به سر می‌برد و كمتر خارج می‌شد، روزها را روزه می‌گرفت و شبها به عبادت و تهجّد می‌پرداخت، تعداد كمی از شیعیان او را می‌شناختند و از حضورش در ری خبر داشتند و مخفیانه به زیارتش می‌شتافتند، امّا می‌كوشیدند كه این خبر فاش نشود و خطری جانِ حضرت را تهدید نكند.

پس از مدّتی، افراد بیشتری حضرت عبدالعظیم علیه السّلام را شناختند و خانه‌اش محلّ رفت و آمد شیعیان شد، نزد او می‌آمدند و از علوم و روایاتش بهره می‌گرفتند و عطر خاندان عصمت علیهم السّلام را از او می‌بوئیدند و او را یادگاری از امامان خویش می‌دانستند و پروانه وار گردِ شمعِ وجودش طواف می‌كردند.

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام میان شیعیان شهرری بسیار ارجمند بود و پاسخگویی به مسایل شرعی و حلّ مشكلات مذهبی آنان را برعهده داشت؛ این تأكید، هم گویای مقام برجسته حضرت عبدالعظیم علیه السّلام است و هم می‌رساند كه وی از طرف حضرت امام هادی علیه السّلام در آن منطقه، وكالت و نمایندگی داشته است؛ مردم سخن او را سخن امام علیه السّلام می‌دانستند و در مسایل دینی و دنیوی، وجود او محور تجمّع شیعیان و تمركز هواداران اهل بیت علیهم السّلام بود.


پایگاه اطلاع رسانی آستان مقدس حضرت عبدالعظیم (ع)

http://www.abdulazim.com/PERSIANnet


 

روزهای پایانی عمر پربركت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام با بیماری او همراه بود، آن قامت بلند ایمان و تلاش، به بستر افتاده بود و پیروان اهل بیت در آستانه محرومیّت از وجود پربركت این سیّد كریم قرارگرفته بودند، اندوه مصیبتهای پیاپی مردم و روزگار تلخ شیعیان در عصر حاكمیت عبّاسیان برایش دردی جانكاه و مضاعف بود؛ در همان روزها یك رویای صادقانه حوادث آینده را ترسیم كرد: یكی از شیعیان پاكدل ری، شبی درخواب حضرت رسول صلّی الله علیه وآله و سلّم را در خواب دید. حضرت پیامبر اكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم  به او فرمود: فردا یكی از فرزندانم در محلّه سكّه المولی چشم از جهان فرو می‌بندد، شیعیان او را بردوش گرفته به باغ عبدالجبّار می‌برند و نزدیك درخت سیب به خاك می‌سپارند.

سحرگاه به باغ رفت تا آن باغ را از صاحبش بخرد و افتخار دفن شدن یكی از فرزندان پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را نصیب خویش سازد، عبدالجبّار كه خود نیز خوابی همانند خوابِ او را دیده بود، به رمز و راز غیبی این دو خواب پی برد و برای اینكه در این افتخار، بهره‌ای داشته باشد، محلّ آن درخت سیب و مجموعه باغ را وقف كرد تا بزرگان و شیعیان در آنجا دفن شوند.

حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السّلام از دانشمندان شیعه و از راویان حدیث ائمه معصومین علیهم السّلام و از چهره‌های بارز و محبوب و مورد اعتماد، نزد اهل بیت عصمت علیهم السّلام و پیروان آنان بود

همان روز حضرت چشم از جهان فرو بست. خبر درگذشت این نواده رسول اكرم صلّی الله علیه وآله و سلّم  دهان به دهان گشت و مردم با خبر شدند و جامه‌های سیاه پوشیدند و بر در خانه حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السّلام گریان و مویه كنان گرد آمدند؛ پیكر مطهّر او را غسل دادند، به نقل برخی مورّخان در هنگام غسل، در جیب پیراهن او كاغذی یافتند كه نام و نسب خود را در آن نوشته بود؛ بر پیكر او نماز خواندند، تابوت او را بردوش گرفتند و با جمعیّت انبوه عزادار به سوی باغ عبدالجبّار تشییع كردند و پیكر مطهّرش را در كنار همان درخت سیب كه رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم به آن شخص اشاره كرده بود، دفن كردند تا پاره‌ای از عترت مصطفی صلّی الله علیه وآله و سلّم در این باره به امانت بماند و نورافشانی كند و دلباختگان خاندان پیامبر صلّی الله علیه وآله و سلّم از مزار این ولیّ خدا فیض ببرند.

حرم حضرت عبدالعظیم
 
 امام هادی(ع): من زار عبدالعظیم(ع) بری کمن زار حسین (ع) بکربلا
برای دیدن عکس های حرم روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه 1388/07/13 و ساعت 3:43 بعد از ظهر |

یکی از تعاریف اساسی در علم آمار تعریف همبستگی و رابطه بین دو متغیر می باشد. بطور کلی شدت وابستگی دو متغیر به یکدیگر را همبستگی تعریف می کنیم. و ممکن علاوه بر شدت همبستگی جهت همبستگی نیز مورد نیاز پژوهشگر باشد. در آمار انواع زیادی از ضرایب همبستگی­ متفاوت وجود دارند که هر کدام همبستگی بین دو متغیر را با توجه به نوع داده­ها و شرایط متغیرها اندازه­گیری می­کنند. لذا با توجه به اهمیت این موضوع  که چه ضریب همبستگی را در چه زمانی مورد استفاده قراردهیم،

در اینجا قصد داریم به تعریف انواع همبستگی بردازیم

انواع ضرایب همبستگی

محاسبه ضرایب همبستگی تا حدود زیادی متاثر از مقیاس اندازه گیری متغیر ها است، بعنوان مثال برای متغیر­های اسمی جهت رابطه اصلا معنی ندارد، بین جنس و معدل تنها می­توان گفت که شدت وابستگی چه مقدار است اما افزایش یا کاهش جنس معنی ندارد.

 با توجه به نوع متغیر ها ضریب همبستگی می­تواند یکی از حالت­های زیر را داشته باشد.

1-   دو متغیر اسمی

2-   دو متغیر رتبه­ای

3-   دو متغیر فاصله­ای- نسبی

4-   متغیر اسمی و متغیر رتبه ای

5-   متغیر اسمی و متغیر فاصله­ای - نسبی

6-   متغیر رتبه­ای و متغیر فاصله­ای – نسبی

برای هر کدام از حالت­های بالا ضرایب همبستگی متفاوتی وجود دارند  و محاسبه آنها  در نرم افزار های spss ، lisrel و R امکان پذیراست.

 کلمات کلیدی : انواع ضرایب همبستگی، ضریب همبستگی پیرسون، ضریب همبستگی اسپیرمن، ضریب همبستگی کرامر و فی، ضریب همبستگی لاندا، ضریب همبستگی تاو گودمن کروسکال، ضریب همبستگی گاما، ضریب همبستگی تاو کندال،ضریب همبستگی چند رشته­ای( polyserial correlation)، ضریب همبستگی چند حالتی(Polychoric correlation) و ...

+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه 1388/06/30 و ساعت 3:48 بعد از ظهر |